جایگاه غزل در آثار رودکی
جایگاه غزل در آثار رودکی
این که غزل دقیقا از چه زمانی به عنوان قالبی مستقل شناخته شده است و اولین کسی که غزل سروده است چه کسی است ؟، از گذشته ها مورد بحث و بررسی قرار گرفته است . علما و محققان زیادی در این مورد تحقیقاتی انجام داده اند وهر کدام برای گفته ها و اعتقادات خود دلایلی بیان کرده اند . تقریبا هیچ کدام ار محققان و استادانی که در این باب تحقیق کرده اند چیزی را از روی یقین نگفته اند . همه ی آنچه که گفته ونوشته شده است ، از روی قراین و شواهدی است که از جانب عده ای قابل توجه هستند و از جانب عده ای دیگر قابل اعتنا نیستند .به همین خاطر شاید به سختی می توان دقیقا زمان رواج غزل به عنوان نوعی مستقل در شعر فارسی را مشخص کرد .
در موردمنشاء غزل ونسبت دادن سرودن غزل به رودکی محققان نظریات متفاوتی را بیان کرده اند . گروهی از محققان معتقدند چون عشق و احساسات درونی انسان جزء جدایی ناپذیر انسان هستند و از آغازخلقت انسان در وجود این مخلوق قرار داده شده است ، پس از ابتدای سرودن شعر فارسی غزل نیز وجود داشته است .اما دیگر گروه معتقدند درست است که عشق و احساسات و عواطف جزو طبیعت انسان از ابتدای خلقت هستند اما این دلیلی برای خلق غزل در ابتدای سرودن شعر فارسی نیست و نکته دیگر اینکه شعرا ابتدا عشق و احساس و عاطفه ی خود را در شکل قصیده می آوردند . استاد سعید نفیسی در اثر ارزشمند «احوال و اشعار رودکی » دو نمونه غزل را آورده و آنها را به رودکی نسبت داده است . این غزل ها یکی 5 بیت و دیگری 3 بیت است .اما این دو قطعه شعر را به دلایل و شواهدی نمی توان بدون واسطه به رودکی نسبت داد . یکی از غزل های نسبت داده شده به رودکی این است :
زهی فزوده جمال تو زیب و آرا را شکسته سنبل زلف تو مشک سارا را
قسم بر آن دل آهن خورم که از سختی هزار طرح نهاده است سنگ خارا را
که از توهیچ مروت طمع نمی دارم که کس ندیده است ز سنگین دلان مدارا را
هزار بار خدا را شفیع می آرم ولی چه سود چوتونشنوی خدا را را
چو رودکی به غلامی اگر قبول کنی به بندگی نپسندد هزار دارا را [i]
اگر به ابیات بالا توجه کنیم و به بررسی دقیق آنها بپردازیم ، صرف نظر از صحت یا عدم صحت نسبت دادن این ابیات به رودکی ، همه ویژگی های غزل در آنها دیده نمی شود . آنچه که در یک غزل به عنوان یک قالب مستقل شعری باید وجود داشته باشد یکی مضمون مناسب غزل ، وجود مطلع و مقطع همراه با تخلص ، قافیه و وزن مناسب غزل و... است . ولی اگر به اسلوب بیان افکار عاشقانه این شعر بیشتر دقت شود ، به روشنی معلوم می شود که سبک و شیوه رودکی و خصوصیات کلام رودکی نه تنها در آن دیده نمی شود ، بلکه بیشتر سبک و شیوه ی غزل سرایی در دوره بازگشت ادبی را فرا یاد می آورد . شاید به همین دلیل باشد که استاد سعید نفیسی نیز شک دارد که این غزل از آن رودکی باشد و با تردید آن را به رودکی نسبت می دهد .[ii]
شبلی نعمانی اولین کسی است که شک می کند که این اشعار از آن رودکی باشد [iii]، چه در مقطع این ابیات تخلص آمده است. حال آن که در آن زمان در شعر تخلص را نمی آوردند . نکته دیگر که که باید بر مبنای آن در نسبت دادن این ابیات به رودکی شک کرد این است که استاد سعید نفیسی این ابیات از آثاری که در همین اواخر تالیف شده اند یافته است که چندان معتبر نیستند و نمی توان بدون شواهد و قراین قوی چیزی را از این آثار پذیرفت . استاد نفیسی شعر بالا را از منابعی یافته است که قدیمی ترین آنها کتاب «عرفات العاشقین» است که در حدود قرن یازدهم نوشته شده است . بنابر این چون این آثار در زمانی نزدیک به زندگی رودگی نگاشته نشده اند، نمی توان اطلاعات آنها را بدون قید و شرط درست و دقیق دانست3.