مقبره ی مردی بزرگ
در ادامه بازدید از شهر دهلی به باغ گاندی رفتیم. باغ گاندی با محل هتل ما که در محله ی صاحب آباد واقع شده و نام آن کانتری اینن است خیلی فاصله نداشتند . همه در مورد گاندی می دانیم که این چهره و قیافیه ی تکیده و لاغر و ساده پوش با آن عینک شیشه گرد ساده ومعروفش اطلاعاتی داریم . این مرد که یکی از مردان بزرگ تاریخ است وبا اندیشه ی درست خود سرنوشت مردم کشورش را تغییر داد و آنها را از زیر استعمار انگلیس بیرون کشید به شیوه ای کاملا استثنایی کهبعد در این مورد هم مطالبی را خواهم گفت . پس از تسلط انگلیس بر هندوستان و استعمار حدود ۷۰ ساله ی این کشور و بهره کشی از مردم سخت کوش وآرام آن مردی بزرگ به نام مهاتما گاندی به مبارزه ی منفی علیه انگلیسی ها پرداخت .البته یکیاز نکات جالب در مورد هند که در پست های قبلی به آن اشاره شد نوشتن عبارت بوق بزن بر پشت ماشین های هندی ها است . اینان به خیال خودشان با بوق زدن های متمادی و یک ریز اعصاب انای اوندارزدگلیسی ها را بههمریخته و آنها را مجبور به ترک هندوستان خواهند کرد . اما انگلیسی ها که بوی پول وثروت ونیروی کار فراوان وبازار کالاهایشان به مشامشان خورده بود به این آسانی ها دست از سر هند بر نمی داشتند .در این بین شخصی به نام مهاتما گاندی رهبری مبارزه علیه استعمار انگلیس را بر عهده گرفت ومردم را مبارزه منفی علیه هندی ها دعوت کرد . او از مردم هند خواست تا کالاهای انگلیسی را مصرف نکنند . این یکی از خواست های گاندی بود . مردم فقیر وزحمت کش هندوستان با آن که گاه بسیارذ در مضیقه ب.ودند دست از مصرف کالاهای انگلیسی برداشتند . به این وسیله بازار بسیار بزرگ و وسیع هندوستان از کف انگلیسی ها بیرون آمد . در این راه گاندی خود پیشاپیش مردم هند بود و حتی در مسافرت های خود به انگلیس برای تهیه مقدمات خروج انگلیسی ها با خود بزی همراه برد تا از شیر آن برای غذای روزهای اقامتش در انگلیس استفاده کندومجبور به استفاده از کالاهای انگلیسی نشود . و به این صورت انگلیسی ها بدون درگیری وخونریزی و با درایت وتوانایی فوق العاده مهاتما گاندی هند را ترک کردند و هند اولین روزهای استقلال خود را تجربه کرد .این مرد بزرگ در هنگام حیاتش دستور داده بود که پس از مرگش کسی حق ساختن معبد و مقبره وبرج وبارو برای اوندارد . اما پس از فوتش رئیس جمهور وقت دستور داد تا سنگی که جسم نحیف گاندی را بر روی آن سوزانده بودند (می دانیم که در هند برخی فرقه ها مردگان خود را دفن نمی کنند وآنها را می سوزانند وخاکسترشان را به آب جاری می ریزند . این کار فلسفه ای دارد که در محل مناسب به آن خواهم پرداخت .)را به باغی به نام گاندی بیاورند و همانطوری که دستور داده بود بدون ساختن ساختمانی تنها محوطه ای کوچک در اطراف آن ساخته اند و بر روی آن چهار دسته گل گذاشته اند . اما این چهار دیواری بدون سقف ومحقر چنان روحی دارد که با ورد به آن روح انسان را به تسخیر خود در می آورد وموجب می شود بیندیشی در برابر انسانهایی چون این مرد چقدر حقیر هستی . مقبره ی گاندی به همان سادگی است که خود گاندی در زمان حیاتش داشت . این مقبره و بهتر است بگوییم سنگ مکانی است که مقام های سیاسی مختلفی کهبه هند سفر می کنند برای احترام به روح گاندی و مردم و مسئولین هندوستان بر روی آن به نشانه ی احترام گل می گذارند تا یاد رهبر استقلال هند را گرامی بدارند .
جالب است بدانیم که در همه ی جاهایی که رفتم هیچ عکسی از هیچ مقام دولتی و خصوصا گاندی ندیدم جز در یک جا در میان میدانی در شهر جی پور که مجسمه گاندی را بسیار زیبا وجذاب ساخته بودند هیچ نشان دیگری از گاندی نبود . در یک جای دیگر البته می شد نشانی از گاندی دید و آن اسکناس های هندوستان است که بر روی همه ی اسکناس ها عکس گاندی بود .در این مورد از راهنمایمان پرسیدم و او گفت عکس گاندی در قلب مردم هند است و این شعار نیست یک واقعیت است و همه ی مردم هند چه هندو و بودایی ومسلمان ودیگر فرقه ها به نحو عجیبی اورا دوست دارند و به اوعشق می ورزند .